<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بالاخره بيستون را عشق   كَند؟‬!</title>
	<atom:link href="http://elhammoini.com/?feed=rss2&#038;p=384" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://elhammoini.com/?p=384</link>
	<description>بای لاين به‌نام نويسنده گفته می‌شود كه در كنار اثر به‌آن اشاره می شود</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 09:27:14 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: payday loans</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1444</link>
		<dc:creator>payday loans</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Aug 2010 09:11:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1444</guid>
		<description>Pretty good post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I have really enjoyed reading your blog posts. Any way I&#039;ll be subscribing to your feed and I hope you post again soon.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Pretty good post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I have really enjoyed reading your blog posts. Any way I&#8217;ll be subscribing to your feed and I hope you post again soon.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: طاهر</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1324</link>
		<dc:creator>طاهر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 06:34:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1324</guid>
		<description>سلام
بعد از سلام
سواد شعری ندارم ولی...
من امروزه نه فرهادی می بینم و نه شیرینی.
به ما هم سر بزن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
بعد از سلام<br />
سواد شعری ندارم ولی&#8230;<br />
من امروزه نه فرهادی می بینم و نه شیرینی.<br />
به ما هم سر بزن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مينا</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1323</link>
		<dc:creator>مينا</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 11:33:59 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1323</guid>
		<description>سلام الهام جان خيلي جالب نوشتي ، نظر من با مرضيه تقريبا يكيه . اون موقع ها نه فكرا اينقدر مشغول بوده و نه مسئوليتها اينقدر سنگين كاري هم جز عاشق شدن و درو تپه كندن نداشتن بالاخره بايد يه جوري خودشون و سرگرم ميكردند و دنياي اينترنت هم كه نبوده ولي با كندن سنگها اسمها و داستاناي عشق وعاشقيشون هم پايدار ميموند ولي الانا ديگه اثري از عشق وعاشقي پيدا نميشه و نخواهد شد مگر تو همون داستاناي قديم باشه ، البته حتما از اين حرف من دلسرد ميشي ولي عزيزم الان عشقا منطقي شده،  ميدوني كه شانس شما هاست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام الهام جان خيلي جالب نوشتي ، نظر من با مرضيه تقريبا يكيه . اون موقع ها نه فكرا اينقدر مشغول بوده و نه مسئوليتها اينقدر سنگين كاري هم جز عاشق شدن و درو تپه كندن نداشتن بالاخره بايد يه جوري خودشون و سرگرم ميكردند و دنياي اينترنت هم كه نبوده ولي با كندن سنگها اسمها و داستاناي عشق وعاشقيشون هم پايدار ميموند ولي الانا ديگه اثري از عشق وعاشقي پيدا نميشه و نخواهد شد مگر تو همون داستاناي قديم باشه ، البته حتما از اين حرف من دلسرد ميشي ولي عزيزم الان عشقا منطقي شده،  ميدوني كه شانس شما هاست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حميده</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1322</link>
		<dc:creator>حميده</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 18:01:56 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1322</guid>
		<description>اجازه بده الهام‌جان، همين‌طور ييهو و سراسيمه وارد مقوله‌ى شعر و شاعرى نشو! بارى که اين عزيزان به همون اندازه که در مسائل مادى، مسکين و تهيدست و مفلوکند، در بکارگيرى زيرآب‌زنانه ونسل براندازانه‌ى صنايع ادبى قهّارن!  يک وقت ديدى در مذمت‌ت يک ديوان شمس نوشتند و تو رو زبونم لال تاحد گربه‌نره و روباه مکار به منجلاب کشيدن و همين‌طور فرت و فورت در وبلاگ‌ها و کتاب‌ها و ژورنال و مجله و حليله و مليله و روغن شنبليله منتشر کردن. اون‌وخ ديگه  باقالى‌هايى رو که تو باى‌لاين عمل‌آورى کردى نمى‌تونى تو سانتافه هم بار بزنى.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اجازه بده الهام‌جان، همين‌طور ييهو و سراسيمه وارد مقوله‌ى شعر و شاعرى نشو! بارى که اين عزيزان به همون اندازه که در مسائل مادى، مسکين و تهيدست و مفلوکند، در بکارگيرى زيرآب‌زنانه ونسل براندازانه‌ى صنايع ادبى قهّارن!  يک وقت ديدى در مذمت‌ت يک ديوان شمس نوشتند و تو رو زبونم لال تاحد گربه‌نره و روباه مکار به منجلاب کشيدن و همين‌طور فرت و فورت در وبلاگ‌ها و کتاب‌ها و ژورنال و مجله و حليله و مليله و روغن شنبليله منتشر کردن. اون‌وخ ديگه  باقالى‌هايى رو که تو باى‌لاين عمل‌آورى کردى نمى‌تونى تو سانتافه هم بار بزنى.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهار</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1321</link>
		<dc:creator>بهار</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 13:34:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1321</guid>
		<description>اولا كه كلي خنديدم و راستش قبل از هر چيز به اين فكر كردم كه چرا بعد از اين مدت طولاني كه بالاخره به ما خوانندگان باي لاين افتخار دادي و نوشتي، چي شد جدا كه ياد عشق فرهاد و بيستون كندنش افتادي؟ هر چي نوشتي درست؛ ولي واقعا اين سواله ها!!! گفتم شايد بهتر باشه اول با خودت مطرح كنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اولا كه كلي خنديدم و راستش قبل از هر چيز به اين فكر كردم كه چرا بعد از اين مدت طولاني كه بالاخره به ما خوانندگان باي لاين افتخار دادي و نوشتي، چي شد جدا كه ياد عشق فرهاد و بيستون كندنش افتادي؟ هر چي نوشتي درست؛ ولي واقعا اين سواله ها!!! گفتم شايد بهتر باشه اول با خودت مطرح كنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مرضيه</title>
		<link>http://elhammoini.com/?p=384&#038;cpage=1#comment-1320</link>
		<dc:creator>مرضيه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 12:58:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://elhammoini.com/?p=384#comment-1320</guid>
		<description>سلام حامي فرهاد و فرهادها
اول از همه خواستم به جامعه فرهيخته و نافرهيخته تبريك عرض كرده ‌باشم ،به خاطر همت بالاي سركار عالي كه توانستند كرختي و تنبلي و كاهلي و هزاران موجود بد و انگل گونه را از وجود خود زدوده و لطف كرده و پستي جديد از خود در كنيد.
بعد از اول هم دوباره خواستم  عرض كرده باشم،
آقا فرهاد اون موقع مدرسه نمي‌رفت كه غم كيف و كتاب و مدادتراش و پاك‌كن رو داشته باشه، 
نه كلي قسط خونه و ماشين و ازدواج و هزار تا وام ديگه رو به جون مبارك خريده بود، 
نه مجبور بود هر روز صبح با عجله كيف و كتش رو برداره و تو راه يه بربري بخره و تندتند راه بره تا دينگ‌دينگ كارت بزنه، اونم با كلي تاخير هميشگي،
 همچنين اجباري براي ايستادن تو انواع صف‌ها مثل گوشت، شير و نون و پنير و خيار و گوجه- اگه هم گردو بذاري تنگش كه خيلي عالي مي‌شه- و انواع قبوض-ببخشيد قبض‌ها- زولبيا و باميه ماه مهموني خدا، باقلواي شب چله و ميوه و شيريني شب عيد، 
شنيدن سركوفت همسايه، زن و همسر، اولاد دختر و پسر، مادرزن و مادرشوهر، مدير و رئيس‌جمهور،
از طرفي هم انواع رسانه‌‌هاي جمعي با كاربري فراوان از جمله Tv،راديو، اينترنت، ماهواره، روزنامه، شب‌نامه، انواع سايت‌هاي چپي، راستي، شرقي و غربي و فراجناحي و خارجي و داخلي و مزدور و غيرمزدور هم مغزش رو كار نگرفته بودند،
ديگه اين‌كه هر روز مجبور نبود اخبار مربوط به موضع‌گير‌ي‌هاي جديد ساريكوزي، مخملباف‌ها، يوشچنكو، محمدرضاشجريان و پسرش، محمدسرير، حسين اوباما، كرزاي، حجاريان، امين‌پورِ و شكيبايي خدابيامرز از اون دنيا، محسن نامجو و خيلي‌هاي ديگه رو رصدكنه
و جونم واست بگه دوميليون و يك‌هزار دغدغه خاطري كه در حال حاضر ما زميني‌ها باهاش دست و پنجه نرم مي‌كنيم رو نداشت كه باهاش دست و پنجه نرم كنه
پس بنابراين به‌خاطر اين‌كه حوصله از سرش در نره، بانو شيرين رو بهانه كرد و افتاد به جون كوه‌هاي كرمانشاه-سرزمين مادريم- و هي كَند و كَند تا اين شكلي شدند بيچاره سنگ‌ها
البته اينكه ممكن مي‌باشد مقدار اندكي هم شيرين را دوست مي‌داشته، قابل تأمل است ولي شما زياد جدي نگير لطفا&quot;....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام حامي فرهاد و فرهادها<br />
اول از همه خواستم به جامعه فرهيخته و نافرهيخته تبريك عرض كرده ‌باشم ،به خاطر همت بالاي سركار عالي كه توانستند كرختي و تنبلي و كاهلي و هزاران موجود بد و انگل گونه را از وجود خود زدوده و لطف كرده و پستي جديد از خود در كنيد.<br />
بعد از اول هم دوباره خواستم  عرض كرده باشم،<br />
آقا فرهاد اون موقع مدرسه نمي‌رفت كه غم كيف و كتاب و مدادتراش و پاك‌كن رو داشته باشه،<br />
نه كلي قسط خونه و ماشين و ازدواج و هزار تا وام ديگه رو به جون مبارك خريده بود،<br />
نه مجبور بود هر روز صبح با عجله كيف و كتش رو برداره و تو راه يه بربري بخره و تندتند راه بره تا دينگ‌دينگ كارت بزنه، اونم با كلي تاخير هميشگي،<br />
 همچنين اجباري براي ايستادن تو انواع صف‌ها مثل گوشت، شير و نون و پنير و خيار و گوجه- اگه هم گردو بذاري تنگش كه خيلي عالي مي‌شه- و انواع قبوض-ببخشيد قبض‌ها- زولبيا و باميه ماه مهموني خدا، باقلواي شب چله و ميوه و شيريني شب عيد،<br />
شنيدن سركوفت همسايه، زن و همسر، اولاد دختر و پسر، مادرزن و مادرشوهر، مدير و رئيس‌جمهور،<br />
از طرفي هم انواع رسانه‌‌هاي جمعي با كاربري فراوان از جمله Tv،راديو، اينترنت، ماهواره، روزنامه، شب‌نامه، انواع سايت‌هاي چپي، راستي، شرقي و غربي و فراجناحي و خارجي و داخلي و مزدور و غيرمزدور هم مغزش رو كار نگرفته بودند،<br />
ديگه اين‌كه هر روز مجبور نبود اخبار مربوط به موضع‌گير‌ي‌هاي جديد ساريكوزي، مخملباف‌ها، يوشچنكو، محمدرضاشجريان و پسرش، محمدسرير، حسين اوباما، كرزاي، حجاريان، امين‌پورِ و شكيبايي خدابيامرز از اون دنيا، محسن نامجو و خيلي‌هاي ديگه رو رصدكنه<br />
و جونم واست بگه دوميليون و يك‌هزار دغدغه خاطري كه در حال حاضر ما زميني‌ها باهاش دست و پنجه نرم مي‌كنيم رو نداشت كه باهاش دست و پنجه نرم كنه<br />
پس بنابراين به‌خاطر اين‌كه حوصله از سرش در نره، بانو شيرين رو بهانه كرد و افتاد به جون كوه‌هاي كرمانشاه-سرزمين مادريم- و هي كَند و كَند تا اين شكلي شدند بيچاره سنگ‌ها<br />
البته اينكه ممكن مي‌باشد مقدار اندكي هم شيرين را دوست مي‌داشته، قابل تأمل است ولي شما زياد جدي نگير لطفا&#8221;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
