درجهاني كه رسانهها با رويكردي كاملا حرفهاي بهعنوان يكي از مهمترين پايههاي مولد بهحساب ميآيند…
درجهاني كه بهزعم كارشناسان، غولهاي رسانهاي مهمترين نقش را در مسائل مهم ايفا ميكنند…
در جهاني كه نبوغرسانهاي يكي از مهمترين علل موفقيت سياستمداران بودهاست…
صحبت از كشورياست با تنگناهاي زياد ارتباطي.البته موضوع اصلی این بحث درانتقاد از اين فضا نيست كه بسيار گفتهاند و بسيارشنيدهايم دراين باب. سخن موردتوجه درخصوص عدم حضور مديران قوي و كاركشته در سطح همين اندك شاهراههاي ارتباطيست. مدیران توانمندی که بتوانند با اندک اختیارات در دسترس، جریانسازی صحیح و موثری درجامعه ایجادکنند؛که متاسفانه هروقت جامعه به بلوغ رسانهايشان احتياج داشتهاست(جز دراندک مواردانگشت شمار) دست هاي خلق را در حنا گذاشته و پيمودن راهي را كه نبايست…
دراين بازه زماني كه فرصت اندكي تا انتخابات باقيمانده،بهنظر ميرسد سكانداران رسانههاي حامي دو كانديد جريان اصلاحطلب وارد بازي كودكانهاي شدهاند و درجدالهاي انتخاباتي همچنان به تاختن و قلع وقمع کردن يکديگر مشغولند . گويا اين اساتيد بزرگوار اين روزها سياست كاري را به كناري نهاده و با خامي وناپختگي راهي را ميروند كه به احتمال زياد جهتش به تركستان است.
باعث تاسف است كه اين بزرگواران بهعوض پيريزي استراتژي و خطمشي درست رسانهاي، وارد دعواهاي آماتوري شده و به ناسزاگوييهاي خبرنگاران جوان خود دلخوش كردهاند و دراین میان درشتگوييهاي رد وبدل شده ميان فلان اديب و فلان انديشمند سرخوششان ميكند…
اميد و البته تنها اميد ايناست که دوستان در اين اندك زمان باقيمانده، دست از اين فرصت سوزيها برداشته و حداقل حرفهاي بودن را درعمل ثابت كنند.باوركنيد درجهان امروز فقط کمي عاقلانه قلم زدن (چه در دنياي چاپي و چه درفضاي سايبر) كمي ضروري بهنظرميرسد.
پ.ن1: اصلا در فضاي كوچك و نه چندان روشن رسانهاي كشور، عاملي به نام حرفهايگري وجود دارد؟