دوصد گفته چون نيم كردار نيست…
یکشنبه, اکتبر 4th, 2009همين كه بحث مذاكرات هستهاي و نتايج اجلاس 1+ 5 و ميزباني بازيهاي المپيك و مسائل روز بهاتمام ميرسد، درخصوص حضور پررنگ زنان در جامعه، سخن به ميان ميآيد. اينكه تا چهاندازه زنان در عرصه هاي علمي ، تحقيقاتي، اجتماعي و غيره جايگاه خود را پيدا كرده اند و شايستگيشان را بهاثبات رساندند.
و خوشحال ميشوي از اينكه ميبيني علاوه بر پيشرفت چشمگير زنان در جامعه، مردان نيز به بلوغ بالاي فكري در درك مسائل زنان رسيدهاند…
بحث كه به درازا كشيده ميشود؛ زماني هم به سخن گفتن درباب زندگي مشترك و مسووليت مهم دوطرف در بهثمررسيدن اين اشتراك و تعامل دوطرفه، اختصاص پيداميكند. مرد همچنان با نگاهي روشنفكرانه آغاز كننده بحث است .
و باز هم خوشحال ميشوي ميبيني از اينكه علاوه بر پيشرفت چشمگير زنان جامعه، مردان نيز به بلوغ بالاي فكري در درك مسائل زنان رسيدهاند…
صحبتها به لزوم صداقت، تقاهم و همدلي و احترام به عقايد فردي و اعتقادي كه ميرسد، تو هم ابراز عقيدهاي ميكني؛ مبني براينكه علاوه بر اشتراك درست و همهجانبه، در زندگي مشترك بايد حريمهاي افراد حفظ شود و علايق و خواستههاي منطقي دو طرف محترم شمرده شود و بحثي درباب محترم شمردن حريم كاري و علايق شخصي دو طرف گشوده ميشود.
دراين موقع است كه مرد روشنفكر (البته با حفظ حالت خود) ميگويد:البته تمام اين حرفها درست، اما بهنظر من فاجعه! زماني رخ ميدهد كه زني ديرتر از همسرش به خانه برسد !
و ناراحت ميشوي از اينكه ميبيني مردم جامعهات، فقط به حرف زدن درباب حقوق ديگران بسنده ميكنند…
بهنظر ميرسد كه دربسياري از موارد ما بيشتر داعيه مدرن بودن را درسرميپرورانيم، بدون اينكه واقعا زيرساختهاي لازم براي چنين تغييري را فراهم كرده باشيم و يا حتي از لحاظ فكري و در تهماندههاي ذهن خود تغييراتي ، حتي اندك، ايجاد كرده باشيم.
پينوشت: هيچ وقت دوست نداشتم به بحثي همچون حقوق زنان بهطور مستقل نگاه كنم. . چون بهنظر من انسانها همانگونه كه يكسان خلق شدهاند، حقوق يكساني هم دارند و جداسازي اين حق به نام زنان و يا حتي مردان، توجيه منطقي نداشتهاست. اما انگار گاهي هم پيش ميآيد كه انسان مجبور به نگاه كردن با زاويه ديگر بشود!