دوصد گفته چون نيم كردار نيست…
همين كه بحث مذاكرات هستهاي و نتايج اجلاس 1+ 5 و ميزباني بازيهاي المپيك و مسائل روز بهاتمام ميرسد، درخصوص حضور پررنگ زنان در جامعه، سخن به ميان ميآيد. اينكه تا چهاندازه زنان در عرصه هاي علمي ، تحقيقاتي، اجتماعي و غيره جايگاه خود را پيدا كرده اند و شايستگيشان را بهاثبات رساندند.
و خوشحال ميشوي از اينكه ميبيني علاوه بر پيشرفت چشمگير زنان در جامعه، مردان نيز به بلوغ بالاي فكري در درك مسائل زنان رسيدهاند…
بحث كه به درازا كشيده ميشود؛ زماني هم به سخن گفتن درباب زندگي مشترك و مسووليت مهم دوطرف در بهثمررسيدن اين اشتراك و تعامل دوطرفه، اختصاص پيداميكند. مرد همچنان با نگاهي روشنفكرانه آغاز كننده بحث است .
و باز هم خوشحال ميشوي ميبيني از اينكه علاوه بر پيشرفت چشمگير زنان جامعه، مردان نيز به بلوغ بالاي فكري در درك مسائل زنان رسيدهاند…
صحبتها به لزوم صداقت، تقاهم و همدلي و احترام به عقايد فردي و اعتقادي كه ميرسد، تو هم ابراز عقيدهاي ميكني؛ مبني براينكه علاوه بر اشتراك درست و همهجانبه، در زندگي مشترك بايد حريمهاي افراد حفظ شود و علايق و خواستههاي منطقي دو طرف محترم شمرده شود و بحثي درباب محترم شمردن حريم كاري و علايق شخصي دو طرف گشوده ميشود.
دراين موقع است كه مرد روشنفكر (البته با حفظ حالت خود) ميگويد:البته تمام اين حرفها درست، اما بهنظر من فاجعه! زماني رخ ميدهد كه زني ديرتر از همسرش به خانه برسد !
و ناراحت ميشوي از اينكه ميبيني مردم جامعهات، فقط به حرف زدن درباب حقوق ديگران بسنده ميكنند…
بهنظر ميرسد كه دربسياري از موارد ما بيشتر داعيه مدرن بودن را درسرميپرورانيم، بدون اينكه واقعا زيرساختهاي لازم براي چنين تغييري را فراهم كرده باشيم و يا حتي از لحاظ فكري و در تهماندههاي ذهن خود تغييراتي ، حتي اندك، ايجاد كرده باشيم.
پينوشت: هيچ وقت دوست نداشتم به بحثي همچون حقوق زنان بهطور مستقل نگاه كنم. . چون بهنظر من انسانها همانگونه كه يكسان خلق شدهاند، حقوق يكساني هم دارند و جداسازي اين حق به نام زنان و يا حتي مردان، توجيه منطقي نداشتهاست. اما انگار گاهي هم پيش ميآيد كه انسان مجبور به نگاه كردن با زاويه ديگر بشود!
Tags: حقوق زنان
اکتبر 4th, 2009 at 4:23 ب.ظ
بهبه
چشم و دل و چلچراغ خانه ما و خانه شما و خانه آنها و همه روشن و نوراني. بالاخره چشم ما از سفيدشدگي به در به درآمد و پست جديدي از جانب سركار عليه خانم الهام خانم در شد و تهديدهاي ما بالاخره نتيجهبخش بود. (لازم به توضيح است كه ما الكي دلمون خوشه كه تهديدات ما كارساز بوده،وگرنه مادمازل الهام بادي نيست كه از اين بيدا بلرزه)
از ابراز خوشحاليهاي مضاعف كه بگذريم از آنجا كه جمعي از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي فرداي امروز قرار است در سازمان متبوعه ما حضور يافته و ما و كارهايمان را كندوكاو نمايند، قدري مشوش و دلمشغوليم از اين بابت كه مبادا فردا سوتي و يا اشتباهي از آسمان و زمين نازل شود و ما را خداينكرده مشوشتر سازد.
از اين ابراز دلمشغوليهاي روزمره سازماني هم كه عبور كرده باشيم به اين نتيجه دست خواهيم يافت كه اي دل غافل، چه نشستهايم ما جامعه بانوان و سرمان را به امور دنيوي و اخروي سرد كردهايم و اين قشر عظيم و ناموزون و پراكنده ذكور جامعه چه كلاه بس گشادي به سر ما نسوان گذاشتهاند و هي گيتار عدم تساوي زن و مرد را ساز مي كنند و از مواضع نخنما و بيمزه خود قدري عقبنشيني نميكنند.گفتنيها را گفتهاند دوستان و لازم به تكرار مكررات نيست. فقط ذكر همين نكته بس كه برخي مردان در نبود زنان خود قدرت…را هم ندارند.
اکتبر 4th, 2009 at 4:50 ب.ظ
اول از همه اينكه اينجانب با وزيدن يك نسيم كوچك خشم آلود از سمت شما هم ميترسم و هم ميلرزم..به هرحال همين تهديد صريحتان بود كه اينجانب را به تحرك وا داشت
دوم از همه اينكه شما نگران بازديد عزيزان نباش، با اين همه توانايي كه ما از شما سراغ داريم همين كه تا بهحال به جاي بانو امانپور به آنور آب مهاجرت نفرمودين باعث بسي خوشوقتي و مسرت است
سوم از همه اينكه ……..با قسمت آخر سخنانت هم دربست بدون معطلي، موافقم
اکتبر 6th, 2009 at 12:08 ب.ظ
تلق، تلق، تلق (دارم از پلههاي تريبون بالا ميرم)…خش خش كش (برگههاي سخنرانيمو جابه جا مي كنم)… توپ توپ (دارم با انگشتم ميكوبم به ميكروفون)…
با نام و ياد خدا و درود فراوان بر…(سرفهي مصلحتي).. درود فراوان بر (دارم گوشهي سقف تريبون رو نگاه ميكنم)… درود فراوان بر الهام
تلق تلق تلق
—
پ.ن: جو تريبون باي لاين خيلي رسمي بود! هول شدم، حرفم يادم رفت.
اکتبر 17th, 2009 at 11:21 ق.ظ
سلام
شما وبلاگ ما که نمیایین.دو هفته از کلاسا گذشته خیلی کم سعادتیم که با شما سلام و علیکی نکردیم.راستی………..بماند.به وقتش
موفق باشید
نوامبر 7th, 2009 at 2:54 ب.ظ
ابراز تاسف ميكنم از اين كاهلي…