This entry was posted on چهار شنبه, دسامبر 30th, 2009 at 10:24 ق.ظ and is filed under شعر.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
خيلی قشنگ بود! من نمیدونستم تو در شعر هم دستی داری! ناقلا پشت سرما قريحه بهم میزنی، صداتم درنمياد؟
فكر میكنم درمورد من نوشتی، بدجور ويار آرامش دارم، منتهی اصلا” يافت مینشود. خيلی غمانگيزه!
ميدانستند دندان برای تبسم نيز هست
و تنها بردريدند.
چند دريا اشک ميبايد
تا در عزای اُردواُردو مُرده بگرييم؟
چه مايه نفرت لازم است
تا بر اين دوزخدوزخ نابهکاری بشوريم؟
دسامبر 30th, 2009 at 10:42 ق.ظ
خيلی قشنگ بود! من نمیدونستم تو در شعر هم دستی داری! ناقلا پشت سرما قريحه بهم میزنی، صداتم درنمياد؟
فكر میكنم درمورد من نوشتی، بدجور ويار آرامش دارم، منتهی اصلا” يافت مینشود. خيلی غمانگيزه!
ژانویه 2nd, 2010 at 10:18 ق.ظ
ميدانستند دندان برای تبسم نيز هست
و تنها بردريدند.
چند دريا اشک ميبايد
تا در عزای اُردواُردو مُرده بگرييم؟
چه مايه نفرت لازم است
تا بر اين دوزخدوزخ نابهکاری بشوريم؟
احمد شاملو1363