Posts Tagged ‘خدا’

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست…

سه شنبه, سپتامبر 1st, 2009

قبول دارم كه درهمين‌ نزديكي‌ست …لاي آن شب‌بوها، پاي اين كاج بلند…اما من …الان ، يه ذره خاكي‌تر مي‌خوامش.. يه ذره انساني تر…يعني مي‌خوام آغوشش رو با همين پنج تا حس  لمس كنم..با همين چشمهاي خاكي..با همين لامسه .. با همين بويايي..اصلا الان دوست ندارم از نوع ششم استفاده كنم…
من هميشه عاشق نشانه‌ها بودم از سمت خدا..هنوز هم هستم يه جورهايي..اما قبول كنيد كه يه وقتهايي آدم حوصله نشانه‌ها رو نداره..مي‌خواد يه راست بره سر اصل مطلب…
پ.ن 1: به قول دوستي: خيلي مخلصيم